هر چه می‌کنم نمی‌توانم در باب جایزه شعر شاملو چیزی نگویم، هی به خود تشر می‌زنم که ساکت بنشین کنار و کار خود کن، اما نمی‌توانم و نمی‌دانم چرا همه‌ی کسانی که از ایشان توقع می‌رود اینطور ساکت نشسته‌اند تا هر کسی هر کاری خواست بکند؟ هیأت داوران جایزه ادبی شاملو در بیانیه‌ی خود، اعلام کرده‌اند‌ که معیارهای آن‌ها برای گزینش بهترین اشعار، خلاقیت در عرصه زبان با تکیه بر ادبیات کهن ایران، ارتباط‌پذیری اشعار با مخاطبان شعر، حساسیت شاعر نسبت به مشکلات اجتماعی و پرهیز از پند و اندرز و شعار و همچنین جسارت در نوآوری  بوده است و پیرو این معیارهای به شدت سطحی و سلیقه‌ای جایزه‌ی خود را به خانم آیدا عمیدی داده‌اند. اگر اصلا کاری به کار این معیارهای آبکی نداشته باشیم و اگر اصلا کاری هم به نفس برگزاری جایزه‌ی شعر در این دیار و دوران نداشته باشیم و باز اگر اصلا کاری به کار خوب و بد شعر آیدا عمیدی هم نداشته باشیم و همچون دموکرات‌های بزدل و فرهنگ‌ دوست، نوشته‌اش را حق خودش خوانده و قابل احترام بدانیم، باز هم چگونه می‌توان عمیدی را وارث شعر شاملو خواند؟ چگونه شعری احساساتی با بوی نم نم باران و البته کمی با چاشنی جنگ و با کوچکترین بدعتی در زبان و فرم و محتوا می‌تواند برنده‌ی جایزه‌ی شعر شاملو باشد؟ تنها همین پرسش من است. برنده‌ی جایزه‌ی شعر شاملو، با تأکید فراوان بر نام شاملو. تنها همین.